معنی ۱neutral · 85%
در مقایسه با چیزی دیگر، تا اندازهای قابلتوجه اما نه لزوماً بسیار زیاد
مثالهای طبیعی
This apartment is relatively cheap for the area.
این آپارتمان نسبت به محلهاش ارزان است.
The station is relatively close to our hotel.
ایستگاه نسبتاً به هتل ما نزدیک است.
I found the exam relatively easy.
امتحان به نظرم نسبتاً آسان بود.
نکتهٔ کاربردی
Relatively به مقایسهای آشکار یا ضمنی اشاره میکند و لزوماً معنای «بسیار» ندارد.
ترکیبهای رایج
— در مقایسه نسبتاً آسان
