relax
C2اسم/US /rɪlˈæks/ rĭl-ĂKS; UK /rɪlˈæks/ rĭl-ĂKS/
وادادن، تمدد اعصاب کردن، آسودن
JadoLearn Dictionary
معنی relax به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وادادن، تمدد اعصاب کردن، آسودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
وا رفتن، شل شدن، شل کردن
شل، هرز، لخت
کاهش یافتن؛ فروکش کردن
سهولت، آسودگی، آسانی
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.