بعد از مشغله، خستگی یا نگرانی استراحت کردن و آرام شدن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
استراحت کردن
Deutsch
sich entspannen
Հայերեն
հանգստանալ
hangstanal
مثالهای طبیعی
I relax after work with music.
من بعد از کار با گوشدادن به موسیقی استراحت میکنم.
She relaxes by reading a book.
