معنی ۱neutral · 90%
آرام و بدون نگرانی، اضطراب یا تنش
مثالهای طبیعی
I felt completely relaxed after the holiday.
بعد از تعطیلات کاملاً احساس آرامش داشتم.
She seemed more relaxed during the second interview.
او در مصاحبهٔ دوم آرامتر به نظر میرسید.
Everyone looked relaxed and comfortable.
همه آرام و راحت به نظر میرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
`Relaxed` شخصی را توصیف میکند که احساس آرامش دارد؛ `relaxing` چیزی را توصیف میکند که این احساس را ایجاد میکند.

