معنی ۱neutral · 90%
باعث ایجاد آرامش و کاهش استرس یا تنش
مثالهای طبیعی
I find this music very relaxing.
به نظرم این موسیقی بسیار آرامشبخش است.
We had a relaxing weekend by the sea.
ما آخر هفتهای آرامشبخش کنار دریا داشتیم.
Reading is more relaxing than watching the news.
مطالعه از تماشای اخبار آرامشبخشتر است.
نکتهٔ کاربردی
`Relaxing` عامل ایجاد آرامش را توصیف میکند؛ `relaxed` شخصی را توصیف میکند که احساس آرامش دارد.
ترکیبهای رایج
— فعالیتی که به فرد کمک میکند آرام شود

