release
A1فعل/US /riːlˈiːs/ rēl-ĒS; UK /riːlˈiːs/ rēl-ĒS/
آزاد کردن، مرخص کردن، رهاسازی
JadoLearn Dictionary
معنی release به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آزاد کردن، مرخص کردن، رهاسازی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شل، هرز، لخت
منفصل کردن، بر کنار کردن، آتش کردن
ول کردن، ترک دادن، متارکه
آزاد سازی، لیبرالسیون
آزادی، حریت، استخلاس
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
نشان کردن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.