اجازه دادن به یک شخص، حیوان یا چیز برای آزاد شدن
مثالهای طبیعی
The authorities released him from prison early.
مقامات او را زودتر از موعد از زندان آزاد کردند.
They released the injured bird after treatment.
آنها پس از درمان، پرندهٔ آسیبدیده را آزاد کردند.
Police released the suspect without charge.
پلیس مظنون را بدون طرح اتهام آزاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Release` شخص، حیوان یا چیزی را که آزاد میشود مستقیماً بهعنوان مفعول میگیرد.

