کیفیت قابلاعتماد، باثبات یا دارای عملکرد و نتایج دقیق بودن
مثالهای طبیعی
Engineers tested the reliability of the backup system.
مهندسان قابلیت اطمینان سامانهٔ پشتیبان را آزمایش کردند.
The experiment showed high reliability across repeated measurements.
آزمایش در اندازهگیریهای تکراری قابلیت اطمینان بالایی نشان داد.
Reliability matters more than speed for this supplier.
برای این تأمینکننده، قابلیت اطمینان مهمتر از سرعت است.
نکتهٔ کاربردی
`reliability` به ثبات و قابلاعتماد بودن مربوط است؛ چیزی میتواند قابلاعتماد باشد حتی اگر خیلی سریع یا پیشرفته نباشد.
