میزان یا کیفیتِ دینداربودن، بهویژه آنگونه که در باورها یا رفتارهایِ دینی نمایان میشود.
مثالهای طبیعی
The survey found declining religiosity among younger respondents.
پیمایش نشان داد که میزانِ دینداری در میانِ پاسخدهندگانِ جوانتر رو به کاهش است.
Her religiosity was personal rather than openly displayed.
دینداریِ او امری شخصی بود و آن را آشکارا به نمایش نمیگذاشت.
Researchers compared religiosity across rural and urban communities.
پژوهشگران میزانِ دینداری را در جوامعِ روستایی و شهری با هم مقایسه کردند.
نکتهٔ کاربردی
میتواند صرفاً توصیفی و تحلیلی باشد، بیآنکه تأیید یا سرزنشی در بر داشته باشد. لزوماً وابستگی به یک دینِ معین را نشان نمیدهد.
