relish
A1اسم/US /rˈɛlɪʃ/ RĔL-ĭsh; UK /rˈɛlɪʃ/ RĔL-ĭsh/
رغبت، مزه آوردن، با رغبت خوردن
JadoLearn Dictionary
معنی relish به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رغبت، مزه آوردن، با رغبت خوردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چشیدن، ذوقی، مزه دادن
مزه دار کردن، طعم، مزه
اشتها
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.