reluctant
C1صفت/US /rɪlˈʌktənt/ rĭl-ŬKT-ənt; UK /rɪlˈʌktənt/ rĭl-ŬKT-ənt/
بیرغبت، بی تمایل، بیمیل
JadoLearn Dictionary
معنی reluctant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیرغبت، بی تمایل، بیمیل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی میل، بی تمایل
بدون ترقی
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.