معنی ۱neutral · 85%
برای دریافت کمک، پشتیبانی یا نتیجهٔ لازم به کسی یا چیزی وابستهبودن
مثالهای طبیعی
We rely on Maya to finish the report.
ما برای تمامکردن گزارش به مایا اتکا میکنیم.
Many families rely on rainwater for drinking.
بسیاری از خانوادهها برای آب آشامیدنی به آب باران وابستهاند.
Do not rely entirely on your phone during storms.
هنگام طوفان کاملاً به تلفن همراهت متکی نباش.
نکتهٔ کاربردی
پس از rely معمولاً on میآید؛ rely upon جایگزینی رسمیتر است.
