پس از پایان ازدواج قبلی، باز هم ازدواج کردن.
مثالهای طبیعی
Her father remarried five years after the divorce.
پدرش پنج سال پس از طلاق دوباره ازدواج کرد.
Would you ever remarry after losing a partner?
آیا اگر شریک زندگیات را از دست بدهی، دوباره ازدواج میکنی؟
He hopes to remarry someday.
او امیدوار است روزی دوباره ازدواج کند.
نکتهٔ کاربردی
remarry اغلب بدون مفعول میآید، اما remarry someone نیز ممکن است.
