یاد کردن از کسی یا چیزی متعلق به گذشته و بزرگداشت یاد آن.
مثالهای طبیعی
The candles were lit in remembrance of those who died.
شمعها را به یاد کسانی که جان باختند روشن کردند.
The museum organized a day of remembrance.
موزه مراسم یکروزهای برای گرامیداشت یاد درگذشتگان برگزار کرد.
Their remembrance of their grandmother included her favourite songs.
آنها هنگام یادبود مادربزرگشان ترانههای محبوب او را هم اجرا کردند.
نکتهٔ کاربردی
عبارت in remembrance of برای ادای احترام رایج است و در یادبودها و بزرگداشتها به کار میرود.
