در انجامِ وظیفه یا مسئولیت، دقت و توجهِ لازم را نشان نمیدهد.
مثالهای طبیعی
I would be remiss if I failed to thank the volunteers.
اگر از داوطلبان تشکر نکنم، در ادایِ وظیفه کوتاهی کردهام.
The trustees were remiss in checking the accounts.
اعضایِ هیئتِ امنا در بررسیِ حسابها کوتاهی کردند.
It was remiss of the manager to ignore repeated warnings.
نادیدهگرفتنِ هشدارهایِ مکرر از سویِ مدیر سهلانگاری بود.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و قضاوتگرانه است و معمولاً پس از be یا seem میآید. عبارتِ مؤدبانهٔ I would be remiss if اغلب برایِ قدردانی از دیگران به کار میرود.
