بسیار دور از شهرها، مناطق بزرگ یا دیگر مردم
مثالهای طبیعی
They stayed in a remote mountain village.
آنها در یک روستای کوهستانی دورافتاده اقامت داشتند.
The island is extremely remote.
این جزیره بسیار دورافتاده است.
Scientists visited one of the most remote regions.
دانشمندان از یکی از دورافتادهترین مناطق بازدید کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Remote` اغلب مکانهایی را توصیف میکند که دسترسی به آنها دشوار است.

