چیزی که میتوان آن را بدون تغییر دائمی جدا کرد یا برداشت.
مثالهای طبیعی
The sofa has removable covers.
روکشهای این مبل قابل جدا شدناند.
Is the battery removable on this model?
آیا باتری این مدل جداشدنی است؟
She chose a jacket with a removable lining.
او کتی با آستر جداشدنی انتخاب کرد.
نکتهٔ کاربردی
removable برای چیزی به کار میرود که میتوان آن را برداشت یا برای جدا شدن طراحی شده است.
