معنی ۱neutral · 95%
چیزی را از یک مکان یا موقعیت برداشتن یا حذف کردن.
مثالهای طبیعی
Please remove the empty cups.
لطفاً فنجانهای خالی را بردار.
She removed her old photo from the page.
او عکس قدیمیاش را از صفحه حذف کرد.
They removed the painting carefully.
آنها تابلو را با دقت برداشتند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی چیزی را از یک مکان یا موقعیت برمیداری یا حذف میکنی، از remove استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— یک فایل را حذف کردن

