معنی ۱formal · 88%
در ازای کار یا خدمات انجامشده به شخص یا سازمانی پول پرداخت کردن.
مثالهای طبیعی
The company remunerates consultants for additional hours.
شرکت بابت ساعتهای اضافی به مشاوران حقالزحمه پرداخت میکند.
Trustees are not remunerated for their voluntary duties.
اعضای هیئت امنا برای وظایف داوطلبانهٔ خود دستمزدی دریافت نمیکنند.
We must remunerate translators fairly.
ما باید حقالزحمهٔ مترجمان را منصفانه بپردازیم.
نکتهٔ کاربردی
remunerate رسمی است و به پرداخت در برابر کار اشاره دارد؛ compensate میتواند به جبران زیان یا خسارت نیز گفته شود.
