عمل طولانیتر کردن اعتبار چیزی یا دوباره فعال کردن آن.
مثالهای طبیعی
My passport renewal took three weeks.
تمدید گذرنامهام سه هفته طول کشید.
The landlord approved the lease renewal.
صاحبخانه با تمدید اجارهنامه موافقت کرد.
Is automatic renewal included in the subscription?
آیا تمدید خودکار در این اشتراک وجود دارد؟
نکتهٔ کاربردی
renewal of a contract قرارداد را تمدید میکند، اما renovation یک ساختمان را تغییر میدهد.
