بهطور گسترده بهخاطر یک ویژگی، دستاورد یا حوزهٔ کاری شناخته و تحسینشده
مثالهای طبیعی
She is renowned for her research on urban migration.
او بهخاطر پژوهشهایش دربارهٔ مهاجرت شهری نامدار است.
The region is renowned for its dramatic coastline.
این منطقه بهخاطر خط ساحلی چشمگیرش مشهور است.
A renowned architect designed the new cultural centre.
یک معمار سرشناس مرکز فرهنگی جدید را طراحی کرد.
نکتهٔ کاربردی
`renowned` از صرفاً `well-known` قویتر و مثبتتر است، چون معمولاً تحسین یا اعتبار را القا میکند.
