کسی که از طرف شرکت، گروه یا مشتری عمل میکند.
مثالهای طبیعی
Ask the sales rep for a demonstration.
برای نمایش محصول از نمایندهٔ فروش بخواهید.
Our union rep attended the meeting.
نمایندهٔ اتحادیهٔ ما در جلسه شرکت کرد.
Have you spoken to the customer-service rep?
با نمایندهٔ خدمات مشتریان صحبت کردهای؟
نکتهٔ کاربردی
rep شکل کوتاه و غیررسمی representative است که در عنوان شغلها هم کاربرد دارد.
