چیزی که پس از آسیبدیدگی بتوان آن را درست کرد.
مثالهای طبیعی
The mechanic says the engine is repairable.
مکانیک میگوید موتور قابل تعمیر است.
Is that cracked screen still repairable?
آیا این صفحهنمایش ترکخورده هنوز قابل تعمیر است؟
Fortunately, the furniture remained repairable after the flood.
خوشبختانه مبلمان پس از سیل همچنان قابل تعمیر بود.
نکتهٔ کاربردی
repairable به امکان تعمیر اشاره دارد، نه مقرونبهصرفه بودن هزینهٔ آن.
