معنی ۱formal · 80%
بار دیگر از کنار یا از میان جایی گذشتن؛ اغلب هنگام بازگشت.
مثالهای طبیعی
The hikers repassed the waterfall before sunset.
کوهنوردان پیش از غروب آفتاب دوباره از کنار آبشار گذشتند.
Soon afterward, we repassed beneath the stone bridge.
کمی بعد دوباره از زیر پل سنگی عبور کردیم.
The bus repasses that crossroads on its return trip.
این اتوبوس در مسیر بازگشت دوباره از آن چهارراه میگذرد.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی امروزی کمکاربرد است و معمولاً pass again بهجایش میآید؛ میتواند با مفعول یا بدون آن استفاده شود.
