معنی ۱formal · 90%
وعدهای غذا، بهویژه در توصیف رسمی یا ادبی.
مثالهای طبیعی
The guests enjoyed a modest repast beside the fire.
مهمانان کنار آتش از غذایی مختصر لذت بردند.
After the climb, a simple repast restored their spirits.
پس از کوهپیمایی، غذایی ساده حالشان را جا آورد.
A festive repast will follow the concert.
پس از کنسرت، ضیافت غذایی برپا خواهد شد.
نکتهٔ کاربردی
جایگزین ادبی یا رسمیِ meal است و معمولاً به یک وعدهٔ غذا اشاره دارد، نه صرفاً عملِ خوردن.
