repeat
A1اسم/US /rɪpˈiːt/ rĭp-ĒT; UK /rɪpˈiːt/ rĭp-ĒT/
باز انجام، واگفتن، مکرر کردن
JadoLearn Dictionary
معنی repeat به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باز انجام، واگفتن، مکرر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تجدید کردن، بازنو کردن، تجدید شدن
از برخواندن، درس راپس دادن، انشاد کردن
باز گو کردن، روایت کردن، منسوب داشتن
تمرین کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.