معنی ۱neutral · 85%
بارها و بارها، بهویژه وقتی عملی چندین بار رخ میدهد
مثالهای طبیعی
The app repeatedly crashed during the test.
برنامه هنگام آزمایش بارها از کار افتاد.
They have repeatedly called about the refund.
آنها بارها دربارهٔ بازپرداخت وجه تماس گرفتهاند.
A student knocked on the door repeatedly.
دانشآموزی چندین بار به در زد.
نکتهٔ کاربردی
Repeatedly بر وقوع چندبارهٔ جداگانه تأکید دارد؛ continuously یعنی بدون وقفه.
ترکیبهای رایج
— چندین بار پرسیدن یک سؤال
