کسی یا چیزی را از نزدیک شدن بازداشتن یا با نیرو از جایی دور کردن.
مثالهای طبیعی
This spray repels mosquitoes for several hours.
این اسپری چند ساعت پشهها را دور نگه میدارد.
The defenders repelled the invaders before dawn.
مدافعان پیش از سپیدهدم مهاجمان را عقب راندند.
The jacket repels rain during short walks.
این کاپشن در پیادهرویهای کوتاه آب باران را دفع میکند.
نکتهٔ کاربردی
repel به مفعول مستقیم نیاز دارد؛ در بسیاری از موقعیتهای روزمره drive away سادهتر و رایجتر است.
