پشیمانیِ صادقانه از کار نادرست، همراه با تمایل و تصمیم برای تغییر رفتار.
مثالهای طبیعی
The speaker linked repentance with a commitment to change.
سخنران توبه را با تعهد به تغییر رفتار پیوند داد.
True repentance requires more than saying sorry.
توبهٔ واقعی به چیزی بیش از گفتن «متأسفم» نیاز دارد.
His letter expressed repentance for years of dishonesty.
نامهٔ او از پشیمانیاش بابت سالها ناراستی حکایت داشت.
نکتهٔ کاربردی
repentance فقط این نیست که آرزو کنیم رویدادی به شکل دیگری رخ میداد؛ پشیمانی اخلاقی و تغییر نگرش هم در آن وجود دارد.
