شخص یا چیزی که جای فرد یا چیز گمشده، آسیبدیده، نامناسب یا کنارگذاشتهشده را میگیرد
مثالهای طبیعی
The supplier sent a replacement for the damaged monitor.
تأمینکننده یک جایگزین برای مانیتور آسیبدیده فرستاد.
Management has not yet appointed a permanent replacement.
مدیریت هنوز جانشین دائمی تعیین نکرده است.
A replacement battery should arrive by Friday.
باتری جایگزین باید تا جمعه برسد.
نکتهٔ کاربردی
برای نام بردن از شخص یا چیزی که جای آن گرفته میشود از `replacement for + noun` استفاده کنید.
