معنی ۱neutral · 95%
اطلاعاتی دربارهٔ چیزی، بهویژه یک مشکل یا رویداد، به فرد یا نهاد مسئول اطلاع دادن.
مثالهای طبیعی
She reported the theft to the police.
او سرقت را به پلیس گزارش کرد.
Please report the broken link.
لطفاً لینک خراب را گزارش کن.
They reported the news yesterday.
آنها دیروز خبر را گزارش کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای اطلاع رسمی دربارهٔ یک مشکل، حادثه یا رویداد از report استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— یک مشکل را گزارش کردن

