reporter
B1اسم/US /rɪpˈɔrtɚ/ rĭp-ÔRT-ər; UK /rɪpˈɔrtɚ/ rĭp-ÔRT-ər/
خبرنگار، گزارشگر

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
reporter یعنی خبرنگار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خبرنگار، گزارشگر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.