به دلیل عمل نکردن خریدار یا وامگیرنده به تعهدات مالی، مال موردنظر را بر اساس قرارداد پس گرفتن.
مثالهای طبیعی
The lender can repossess the car after repeated defaults.
پس از چند بار نکول در پرداخت، وامدهنده میتواند خودرو را پس بگیرد.
The bank repossessed several homes during the downturn.
بانک در دوران رکود اقتصادی چندین خانه را بازپس گرفت.
She fears her van will be repossessed next month.
او نگران است که ماه آینده ونش را بابت بدهی پس بگیرند.
نکتهٔ کاربردی
repossess به بازپسگیریِ قانونیِ مال بر اثر انجام نشدن تعهد مالی اشاره دارد، نه صرفاً درخواست بازگرداندن یک وسیلهٔ قرضی.
