بهطور رسمی از طرف شخص، گروه یا سازمانی عمل یا صحبت کردن
مثالهای طبیعی
She represented the company at the conference.
او در کنفرانس نمایندهٔ شرکت بود.
He represented his country in the competition.
او در مسابقه نمایندهٔ کشورش بود.
The committee represents local residents.
این کمیته نمایندگی ساکنان محلی را بر عهده دارد.
نکتهٔ کاربردی
`Represent` شخص یا گروهی را که نمایندگی میشود مستقیماً بهعنوان مفعول میگیرد.

