محدودسازیِ قهرآمیزِ حقوق، فعالیتها یا آزادیِ ابراز مخالفتِ افراد.
مثالهای طبیعی
Political repression intensified after the election.
پس از انتخابات، سرکوب سیاسی شدت گرفت.
Journalists fled the country to escape repression.
روزنامهنگاران برای فرار از سرکوب از کشور گریختند.
The report documents repression of peaceful demonstrators.
این گزارش، سرکوب تظاهرکنندگان مسالمتجو را مستند میکند.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف یک اختلافنظر معمولی، repression به جلوگیری از اعمال حقوق یا فعالیتهای افراد و سرکوب آنها اشاره دارد.
