با اعمال کنترل سختگیرانه مانع فعالیت آزادانهٔ افراد یا بیان دیدگاههایشان شدن.
مثالهای طبیعی
The proposal introduces repressive restrictions on peaceful protest.
این طرح محدودیتهای سرکوبگرانهای برای اعتراض مسالمتآمیز در نظر گرفته است.
The new administration became more repressive over time.
حکومت جدید بهمرور سرکوبگرتر شد.
Students challenged what they considered a repressive policy.
دانشجویان سیاستی را که سرکوبگرانه میدانستند به چالش کشیدند.
نکتهٔ کاربردی
repressive بار قضاوت منفی دربارهٔ محدود کردن آزادیها دارد؛ درحالیکه strict بهتنهایی میتواند خنثی باشد.
