معنی ۱formal · 90%
تذکر یا اعلام رسمی به کسی مبنی بر اینکه رفتارش اشتباه یا غیرقابلقبول بوده است.
مثالهای طبیعی
The manager issued a written reprimand after the complaint.
مدیر پس از دریافت شکایت، توبیخی کتبی صادر کرد.
He received a reprimand for repeatedly arriving late.
او به دلیل دیر رسیدنهای مکرر توبیخ شد.
Her reprimand was firm but delivered privately.
توبیخِ او قاطع بود، اما در خلوت بیان شد.
نکتهٔ کاربردی
reprimand رسمیتر از یک شکایت گذرا است و لزوماً مجازات مالی در پی ندارد.
