چاپ مجدد چیزی، معمولاً بهدلیل نیاز به نسخههای بیشتر.
مثالهای طبیعی
The publisher reprinted the popular novel.
ناشر رمان محبوب را تجدید چاپ کرد.
Could you reprint that damaged page?
میتوانی آن صفحهٔ آسیبدیده را دوباره چاپ کنی؟
They plan to reprint the guide next year.
آنها قصد دارند راهنما را سال آینده تجدید چاپ کنند.
نکتهٔ کاربردی
reprint مستقیماً سند یا نشریهای را که دوباره چاپ میشود، مفعول میگیرد.
