معنی ۱neutral · 90%
نشاندهندهٔ ناامیدی یا نارضایتی از رفتار فردی دیگر.
مثالهای طبیعی
She gave me a reproachful look after my late arrival.
وقتی دیر رسیدم، او نگاهی سرزنشآمیز به من انداخت.
His reply sounded reproachful rather than angry.
پاسخ او بیشتر سرزنشآمیز به نظر میرسید تا عصبانی.
A reproachful note arrived from the event organizer.
یادداشتی گلایهآمیز از طرف برگزارکنندهٔ رویداد رسید.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با look، glance، voice یا tone میآید و میتواند پس از seem یا sound هم قرار بگیرد.
