فرایند کپی کردن چیزی، یا نسخهای که از یک اصل ساخته شده است
مثالهای طبیعی
The gallery sells reproductions of several famous paintings.
گالری نسخههای بازتولیدشدهٔ چند نقاشی مشهور را میفروشد.
Reproduction of the photograph requires written permission.
بازتولید عکس نیازمند اجازهٔ کتبی است.
A reproduction of the sculpture stands in the lobby.
یک نسخهٔ بازتولیدشده از مجسمه در لابی قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
`a reproduction` یک نسخهٔ مشخص است؛ `reproduction` بدون حرف تعریف اغلب به فرایند کپی اشاره دارد.
