معنی ۱neutral · 89%
مربوط به فرایند زیستیِ تولید فرزند یا نسل در انسانها، جانوران و گیاهان.
مثالهای طبیعی
The reproductive system develops during adolescence.
دستگاه تولیدمثل در دوران نوجوانی رشد میکند.
The vet checked the animal’s reproductive health.
دامپزشک سلامت باروریِ حیوان را بررسی کرد.
Pollution can affect the birds’ reproductive success.
آلودگی میتواند بر موفقیت زادآوریِ پرندگان اثر بگذارد.
نکتهٔ کاربردی
reproductive به جنبهٔ زیستی یا حقوقی تولیدمثل اشاره دارد؛ productive به میزان تولید یا کارایی مربوط است.
