معنی ۱neutral · 86%
وابسته به گروه خزندگان یا شبیه ویژگیهای جسمیِ آنها.
مثالهای طبیعی
The reptilian skin had overlapping scales.
پوستِ خزندهسان، پولکهایی رویهمافتاده داشت.
Visitors studied reptilian species in the desert exhibit.
بازدیدکنندگان در بخش جانوران بیابانی، گونههای خزندگان را بررسی کردند.
The fictional animal had a reptilian tail.
جانور خیالی دُمی شبیه خزندگان داشت.
نکتهٔ کاربردی
reptilian معمولاً صفت است، اما reptile اسم جانوری مانند مار یا مارمولک است.
