کشوری که رئیس کشور آن پادشاه موروثی نیست و معمولاً بر پایهٔ یک نظام قانون اساسی اداره میشود
مثالهای طبیعی
The country became a republic after the monarchy ended.
پس از پایان سلطنت، کشور به جمهوری تبدیل شد.
The new republic adopted a written constitution.
جمهوری جدید قانون اساسی مکتوبی تصویب کرد.
A republic can have either presidential or parliamentary institutions.
یک جمهوری میتواند نهادهای ریاستی یا پارلمانی داشته باشد.
نکتهٔ کاربردی
`republic` شکل دولت را توصیف میکند، اما بهتنهایی نمیگوید نظام سیاسی تا چه حد دموکراتیک، متمرکز یا پارلمانی است.
