رد کردنِ روشن، قاطع و معمولاً علنیِ یک فکر، اتهام، گفته یا موضع پیشین.
مثالهای طبیعی
The candidate issued a repudiation of the allegation.
نامزد انتخابات، آن اتهام را بهصراحت رد کرد.
Her essay argues for the repudiation of racist beliefs.
مقالهٔ او از کنار گذاشتنِ قاطعِ باورهای نژادپرستانه دفاع میکند.
The group’s repudiation shocked its longtime supporters.
رد قاطعِ این موضوع از سوی گروه، حامیان قدیمیاش را شوکه کرد.
نکتهٔ کاربردی
repudiation از تردید داشتن یا مخالفت آرام و غیرعلنی قویتر و آگاهانهتر است.
