احساس انزجار شدید یا بیزاریِ عمیق نسبت به کسی یا چیزی.
مثالهای طبیعی
She felt repulsion at the smell of rotten fish.
بوی ماهیِ گندیده او را بهشدت منزجر کرد.
The graphic images provoked repulsion among viewers.
تصاویر تکاندهنده در میان بینندگان احساس انزجار برانگیخت.
His cruelty filled her with repulsion.
بیرحمیِ او زن را لبریز از انزجار کرد.
نکتهٔ کاربردی
repulsion واکنش عاطفیِ بسیار شدیدتری از صرفاً دوست نداشتنِ چیزی است.
