معنی ۱formal · 88%
چیزی را دوباره خریدن، بهویژه چیزی که پیشتر مالک آن بودهایم یا آن را فروختهایم.
مثالهای طبیعی
You can repurchase the jacket once it is available.
وقتی آن کت دوباره موجود شد، میتوانید باز هم آن را بخرید.
The company repurchased its own shares last quarter.
شرکت در سهماههٔ گذشته بخشی از سهام خودش را بازخرید کرد.
They hope to repurchase the house from its new owner.
آنها امیدوارند خانه را از مالک جدیدش دوباره بخرند.
نکتهٔ کاربردی
repurchase از buy again رسمیتر است و در امور مالی بازخرید سهام را معمولاً buyback هم مینامند.
