معنی ۱neutral · 90%
به چیزی نیاز داشتن چون برای یک هدف یا موقعیت ضروری است
مثالهای طبیعی
The job requires previous experience.
این شغل به تجربهٔ قبلی نیاز دارد.
Visitors are required to wear helmets.
بازدیدکنندگان ملزم به پوشیدن کلاه ایمنی هستند.
The teacher requires students to submit work online.
معلم از دانشآموزان میخواهد کارهایشان را آنلاین تحویل دهند.
نکتهٔ کاربردی
`Require` رسمیتر از `need` است.
ترکیبهای رایج
— تجربه را بهعنوان پیششرط لازم دانستن

