معنی ۱formal · 87%
درخواست یا سفارش رسمیِ تجهیزات، کالا، نیرو یا منابع دیگر، معمولاً درون یک سازمان.
مثالهای طبیعی
The nurse submitted a requisition for additional gloves.
پرستار درخواست رسمیِ دستکشهای بیشتر را ثبت کرد.
Three requisitions were approved before lunch.
سه درخواست تأمین منابع پیش از ناهار تأیید شد.
The requisition still awaits the manager’s signature.
درخواست هنوز منتظر امضای مدیر است.
نکتهٔ کاربردی
purchase requisition برای گرفتن مجوز خرید ارائه میشود؛ purchase order سندی است که خرید از تأمینکننده را مجاز و سفارش را ثبت میکند.
