فروختن دوبارهٔ چیزی پس از خریدن آن.
مثالهای طبیعی
The tickets are prohibited from resale.
فروش مجدد بلیتها ممنوع است.
Their resale of used furniture became profitable.
فروش دوبارهٔ مبلمان دستدوم برایشان سودآور شد.
Is this item suitable for resale?
آیا این کالا برای فروش مجدد مناسب است؟
نکتهٔ کاربردی
for resale یعنی برای دوباره فروختن، نه برای پس دادن کالا.
