معنی ۱neutral · 85%
عمل نجاتدادن انسان یا حیوان از موقعیتی خطرناک.
مثالهای طبیعی
The rescue of the climbers took six hours.
نجات کوهنوردان شش ساعت طول کشید.
The rescue ended when the dog reached dry land.
عملیات نجات وقتی تمام شد که سگ به خشکی رسید.
Crews carried out three rescues during the storm.
گروههای امدادی هنگام طوفان سه عملیات نجات انجام دادند.
نکتهٔ کاربردی
Rescue بهعنوان اسم به خودِ رویداد نجات اشاره دارد؛ rescue team گروه انجامدهندهٔ عملیات است. Come to the rescue یعنی برای کمک رسیدن.
